نقدی بر فواید تفسیر ترتیب نزولی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات قرآن

چکیده

یکی از موضوعات مهم و در عین حال بحث انگیز و جنجالی در عرصه علوم قرآن، چگونگی گردآوری و تألیف این کتاب آسمانی و به دنبال آن تفسیر آن است. گروهی از علما و محققان علوم قرآنی بر این باورند که گردآوری و تألیف و ترتیب قرآن در حیات پیامبر انجام گرفته، و گروهی آن را به دوران پس از پیامبر، یعنی زمان حاکمیت خلفا منتسب دانسته و فرض را بر این گذاشته‌اند که جمع کنونی قرآن غیر توقیفی و پس از پیامبر انجام گرفته و آنچه مبنای فهم و تفسیر می‌باشد، همان ترتیبی است که بر اساس نزول بوده است. اما این پرسش مطرح است: به چه دلیلی این ترتیب که از صدر اسلام در میان همه مفسران رایج و متداول بوده و بر اساس آن تفسیر انجام می‌گرفته، باید کنار گذاشته شود و روش ترتیب نزولی انجام گیرد؟ مهم‌تر آنکه از کجا می‌توان ثابت کرد روایاتی که درباره نزول برخی سوره‌ها نقل شده، درست و قابل اطمینان است، با اینکه در این باره اخبار بسیار متعارض و متفاوتی نقل شده و مبانی در این باب مختلف است؟ نکته دیگر اینکه تا چه حدی واقعاً میان تفسیر بر اساس ترتیب مصحف با ترتیب نزول در معنا و برداشت از آیه تفاوت دارد که بتوان آن را به حساب تفاوت و اختلاف در طریقه تفسیر آیات و ترجیح ترتیب نزولی گذاشت؟
این نوشته در مقام بیان اثبات این نکته است که هر سه این پرسش‌ها جواب منفی به تفسیر نزولی می‌دهد و در این ادعا که اگر تفسیر بر اساس نزول شکل گیرد، فواید و آثار بسیاری بر جای می‌گذارد، مبالغه‌هایی شده و بر فرض که فوایدی داشته باشد، در تفسیر‌های رایج و بر اساس ترتیب مصحف نیز قابل تحصیل است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Critical Review of the Benefits of Interpretation Based on the Revelation Order

نویسنده [English]

  • Sayyid Muḥammad ‘Alī Ayāzī
چکیده [English]

One of the important and at the same time controversial issues in the field of the Qur’ānic sciences is the way this Revealed Book is compiled and authored and then interpreted. A group of scholars and researchers of the Qur’ānic sciences believe that the compilation, authorship, and arrangement of the Qur'an has been executed during the lifetime of the Prophet (S.A.W.), and another have attributed it to a period after his lifetime, namely, during the caliphs' rule, assuming that the present compilation of the Qur'an is not tawqīfī (subject to scriptural ruling) and carried out after the Prophet, thus what is considered as the basis for comprehension and interpretation of the Qur'an is the order in which it has been revealed. But the question that arises here is: for what reason is this order, which has been common among the interpreters and a basis for interpretation since the early Islam, is to be put aside and the method of Revelation order be practiced? More importantly, how can it be proved that the traditions related about some sūras are sound and reliable, although very contradictory and different traditions have been related in this regard and the sources are various accordingly? Besides, to what extent is there really a difference between the interpretation based on the order of [the extant compilation] the Qur'an and the order of the Revelation in terms of meaning and understanding of the āya, so that it can be attributed to the difference in the method of interpretation of āyas and preference of Revelation order?
This writing is intended to prove that all the above questions give negative answers to the Revelation [based] interpretation and that there has been some exaggerations in claiming that if interpretation is carried out according to Revelation, it would yield many benefits, and that even if it has some benefit, it is obtainable through the current interpretations and according to the order of the [present compilation of the] Qur'an (Muṣḥaf).