هدفمندی سوره‌های قرآن در تفسیر مراغی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

چکیده

احمد مصطفی مراغی یکی از تفسیر نویسان برجسته اهل سنت به شمار می‌آید. او در جای جای تفسیر گران‌سنگ خویش از هدفمندی سوره‌ها می‌گوید و در این راستا آیات سوره را به یکدیگر پیوند می‌دهد. مراغی در ارتباط میان آیاتِ یک سوره، گاه میان صدر یک سوره و پایان آن ارتباط برقرار می‌کند و گاه میان آیات هم سیاق.
در ارتباط میان آیات هم سیاق، انواع گوناگونی از ارتباط در تفسیر مراغی دیده می‌شود: ارتباط میان دو مجموعه در کنار هم، ارتباط میان یک مجموعه با آخرین آیه مجموعه قبل، ارتباط میان یک مجموعه با بخش میانی مجموعه قبل، ارتباط میان دو مجموعه از یگدیگر جدا، ارتباط میان یک مجموعه با چند مجموعه پیشین و ...
ارتباط واژگانی، سبب و مسبب، اجمال و تفصیل، دلیل و مدلول، توصیفی،‌ غرضی، مفهومی‌و تبیینی برخی از روش شناسی مراغی در ارتباط میان آیات است.
در کشف غرض سوره، مرحوم مراغی از اسامی‌ سوره‌ها و مکی و مدنی بودن آنها بهره می‌برد.
هم ایشان شناخت سوره‌های مکی و مدنی و فهم بهینه آیات را از نتایج بحث هدفمندی سوره‌ها می‌بیند و ترتیب آیات و تدریجی بودن نزول قرآن را از مبانی بحث می‌خواند.
یکی از نشانه‌های روشن اعتقاد مراغی به هدفمندی سوره‌های قرآن، اعتقاد ایشان به هدفمندی قرآن و آیات و بهره گیری از روش‌هایی تقریباً مشابه برای رسیدن به هدف است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Purposefulness of the Sūras of the Qur'an in Marāghī's Tafsīr

نویسنده [English]

  • Muḥammad Bahrāmī
چکیده [English]

Aḥmad Muṣṭafā Marāghī is one of the eminent Sunni writers of interpretation (tafsīr). Throughout his dignified tafsīr, he talks about the purposefulness of the sūras; thus, professing to a relation between the āyas of a sūra. Regarding the relation between the āyas of a sūra, sometimes he relates the beginning of a sūra to its end and sometimes between āyas of the same context.
Concerning the relation between āyas of the same context, various types of relations are noticed in Marāghī's tafsīr: relation between two adjacent collections, relation between a collection and the last āya of the previous collection, relation between a collection and the middle part of the previous collection, relation between two separate collections, relation between a collection and several previous collection, etc.
Lexical relation, relation between cause and effect, epitomes and details, indication and signification, and descriptive, purposive, conceptual, and explicative relations are part of Marāghī's methodology concerning the relation among āyas of the Qur'an.
The late Marāghī has made use of the names of the sūras and their Medinan or Meccan origin to unveil the purpose of a sūra.
Similarly, he views the recognition of the Meccan and Medinan sūras as resulting from the notion of purposefulness of sūras, and regards the order of the āyas and the gradual revelation of the Qur'an as the fundamentals of the discourse.
One of the evident signs of Marāghī's belief in purposefulness of sūras of the Qur'an is his belief in the purposefulness of the Qur'an and āyas and employment of rather similar methods to achieve a purpose.