اسماعیلیه و علوم قرآنی (1)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

 طرح دیدگاه‌هاى قرآنى و دانشهاى قرآنى اسماعیلیه با استفاده از متون اصلى این فرقه و بررسى آراى ایشان در باب تأویل، مَثَل و ممثول است. نویسنده، پس از اشاره گذرا به عوامل دشمنى با اسماعیلیه، نتایج پژوهش در افکار و باورهاى قرآنى باطنیان را برشمرده و سپس به دلیل نام‌گذارى قرآن، نزول قرآن، اعجاز قرآن، تحریف قرآن و نسخ از نگاه اسماعیلیان پرداخته است. اسماعیلیه، با تحلیل عقلى، ماهیّت وحى را تبیین مى‌کنند و الفاظ و واژگان قرآن را ساخته پیامبر و معنى و محتواى آیات را از سوى خداوند مى‌دانند. فصاحت و بلاغتِ معانى آیات و خبرهاى غیبى را از وجوه اعجاز قرآن برمى‌شمارند و معتقدند که تحریف لفظى در قرآن صورت نگرفته است امّا آیات قرآن تحریف معنوى شده است. نسخ قرآن به قرآن نزد آنان پذیرفتد است امّا نسخ قرآن به سنّت را نمى‌پذیرند. ایشان معتقدند که آیات قرآن نیاز به تفسیر دارد و از امامان خویش در تفسیر سود برده‌اند و تفاسیرى که ریشه در سخنان پیامبر و ائمه نداشته باشد را نادرست مى‌شناسند. نیز برخى از آنان به حدوث قرآن قائلند. باطنیان تصور خاصى از ظاهر و باطن و تأویل و مثل و ممثول دارند و این مباحث در یکدیگر کاملا تنیده است. مثل و ممثول پایه بحث تأویل و تا حدودى ظاهر و باطن است. مثل و ممثول تنها در آیات قرآن نیست بلکه کل جهان آفرینش از قبیل مثل و ممثول است. آیات قرآن مثل هستند و باید از آنها به ممثول رسید. امثال ناسازگارى مى‌نمایند نه ممثولات. بحث مثل و ممثول پى‌ریزى بحث ظاهر و باطن را ممکن مى‌سازد و ناسازگارى آیات را از میان مى‌برد. امثال در سازواره فکرى اسماعیلیه ظاهر و ممثولات، بطون نامیده مى‌شوند. تمام موجودات از جمله آیات قرآن، ظاهر و باطن دارند. در ادامه، نویسنده از تأویل، تعریف تأویل، آگاهان از تأویل، دلایل تأویل سخن گفته و معتقد است شکل خاص تأویل اسماعیلیه، بسیارى را به ایشان بدبین ساخته است. باطنیان تأویل را ویژه اهل‌بیت)ع( مى‌دانند هر چند برخى در باور ایشان از خواص نیز، تأویل را مى‌دانند. در نگاه ایشان تأویل، در آیات و روایات معصومین ریشه دارد. در پایان نیز به علل رویکرد اسماعیلیه به تأویل اشاره کرده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Isma’ilism and Qur’anic Sciences

نویسنده [English]

  • Muhammad Bahrami
چکیده [English]

The writer of this article has presented the Qur’anic ideas of the Isma’ilian sect by the use of their principal references. He starts with examining the reasons for antagonism of some Ash’arites towards Esoterics (batinis) and then surveys the Qur’anic viewpoints of Isma’ilians. It seems they believe in the forty-day cessation of revelation and that their analysis of the revelation is rationalistic. They also consider the terms of the Qur’an as coined by the Prophet and view the stories of the unseen, and the rhetoric and the meanings of the verses as miraculous. They do not accept the literal distortion, but do accept the semantic distortion and believe the abrogation of religions by the Qur’an. In exegesis, they regard the narrative method the only acceptable exegetical method, and consider the tension among interpreters as originated from the terminology of the verses and variety of talents in different interpreters.