منطق تفسیر در نگاه طبرسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

 نگاهى تطبیقى به تفسیر طبرسى و هرمنوتیک با نحله‌هاى متفاوت آن و ذکر همانندى‌ها و ناهمانندى‌هاى تفسیر طبرسى و هرمنوتیک است. مرحوم طبرسى دو تعریف از تفسیر عرضه مى‌دارد. یک تعریف، ایشان را مؤلف‌گرا نشان مى‌دهد که براى خواسته‌هاى مخاطب ارزشى قائل نیست، براین اساس ایشان با هرمنوتیک شلایر ماخر، دیلتاى و هرش همراه است. از جهت موضوع نیز میان تفسیر مورد نظر طبرسى با هرمنوتیک ناسازگارى وجود دارد. موضوع تفسیر، آیات مشکل قرآن و موضوع هرمنوتیک تمام اجزاء تشکیل دهنده یک متن است. شواهدى در مجمع‌البیان و جوامع الجامع، نشان از تمایل طبرسى به مؤلف محورى دارد. تعریف دیگر طبرسى از تفسیر با نظریه متن محورى نزدیکى دارد. انحصارگرایى در تفسیر آیات قرآن در نظرگاه طبرسى به دلایلى چند نادرست است و از این جهت سخنان طبرسى در نوشته‌هاى مارتین لوتر نیز در خور ردیابى است. مجمع‌البیان تعدد معانى را در مورد برخى آیات مى‌پذیرد و در تعدادى از آیات باور ندارد. او معناى قطعى و نهایى را در شمارى از آیات باور دارد و در تعدادى آیات به معناى قطعى و نهایى معتقد نیست. نشانه‌هایى از هرمنوتیک دستورى و فنى در این تفسیر دیده مى‌شود. اهمیت سیاق، آشنایى با فرهنگ زمانه، از نشانه‌هاى کاربرد تفسیر فنى در مجمع‌البیان است. اسباب نزول، فرهنگ زبانى اعراب، باورهاى عرب جاهلى از جلوه‌هاى مهم شناخت فرهنگ زمانه است. طبرسى نقش پیش فرض‌ها در تفسیر بهینه آیات را باور دارد و از دو گونه پیش فرض کلى و جزئى بهره مى‌گیرد. پیش‌فرض‌هاى کلى، اصول کلى حاکم بر تفسیر را ترسیم و تبیین مى‌کند و تأثیر چندانى در فهم تک‌تک آیات ندارد و پیش‌فرض‌هاى جزئى در تک‌تک آیات تأثیرگذار است. پیش‌فرض‌هاى جزئى ممکن است کلامى، ادبى، علمى و... باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Logic of Tafsir as Viewed by Tabrisi

نویسنده [English]

  • Mohammad Bahrami
چکیده [English]

In this writing, the writer has taken a comparative look at the tafsir “Majma’ al-Bayan” of Tabrisi and various hermeneutics schools and indicated their similarities and differences. Similarly, he first compares Tabrisi’s definition of tafsir from his viewpoints with the viewpoint of hermeneutics about tafsir of the text and then reviews subjects like axial text, author-centeredness, multimeaningness, the final and definite meaning, normative and artistic tafsirinthese two sources and finally studies the role of context, culture of the time and the occasion of revelation, the Arab lingual culture and their beliefs and preconception in tafsir from the viewpoint of Tabrisi  and compares them with dada from hermeneutics.