گرایش مذهبی شهرستانی صاحب تفسیر مفاتیح الاسرار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

 تعیین گرایش مذهبى شهرستانى براساس تفسیرش "مفاتیح الأسرار و مصابیح الأبرار" و اثبات وابستگى وى به اسماعیلیه است. نویسنده، پس از ذکر آثار وى به تحقیق در مذهب او پرداخته و مى‌گوید، عده‌اى شهرستانى را اشعرى معرفى مى‌کنند اما او از باب تقیه سخنانى در دفاع از اهل سنت گفته است. اسناد و مدارکى که گرایش شهرستانى به شیعه و اسماعیلیه را نشان مى‌دهد به دو دسته تقسیم مى‌شود. اسناد تاریخى و آثار برجاى مانده. شهرستانى تفسیر مفاتیح الأسرار را با بهره‌گیرى از سخنان اهل‌بیت نگاشته است. دو اثر مهم خود "الملل و النحل" و "مصارع الفلاسفة" را در زمان وزارت نصیرالدین محمود و مجدالدین موسوى نقیب ترمذ نوشته و این دو تن یا دست کم نقیب ترمذ از نفوذى‌هاى اسماعیلیه هستند. در جاى جاى تفسیر مفاتیح الأسرار شواهد بسیار به تمایل شهرستانى به باطنیان وجود دارد؛ شواهدى که نشان مى‌دهد شهرستانى وابسته به اشاعره، معتزله و جبریه نیست. سخنان او در هدایت الهى، کلام خدا، خلق و امر و مرتکب کبیره، نشان از دورى او از اشاعره و معتزله و جبریه دارد. نظرگاه شهرستانى درباره امامت، و فطرى خواندن آن و کفر منافق در امامت و بهره‌گیرى از سخنان اهل‌بیت و یادکرد مناقب اهل‌بیت و جایگاه ایشان از شیعه بودن او حکایت دارد، امّا نظریات او درباره خدا، امامت، تعلیم، تفسیر و تأویل و شیوه تأویل وى گرایش او به فرقه اسماعیلیه را نشان مى‌دهد. افزون بر این، کاربرد اصطلاحات اسماعیلیه مانند "دور"، "ادوار"، "امام مستودع" و "امام مستقر" نیز در جاى جاى تفسیر وى، اسماعیلى بودن او را نشان مى‌دهد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Religious Tendency of Shahristani, the Author of "Mafatih al-Asrar", an Interpretation of the Qur'an

نویسنده [English]

  • Mohammad Bahrami
چکیده [English]

The writer of this article, introduces Shahristani, the author of "al-Milal wal Nihal" and the tafsir "Mafatih al-Asrar wa Masabih al-Abrar" (the keys to mysteries and the torches for the Pious), as an Ismailite scholar and, in order to prove his tendency toword Ismailites, utilizes the following reasons:
1. Historical evidence and documents, 2. Indications and evidence present in the works remained by Sharistani, particularhy his valuable tafsir, "Mafatih al-Asrar wa  Masabih al-Abrar". The writer believes that the indications and evidence in Shahristani's works are dividable into several categories:
A. Indications which imply his independence from such sects as Ash'arites, Mu'tazilites, etc.
B. Beliefs indicating Shahristani's being related to shi'ites.
C. Signs representing his attachment to Ismaitites, such as his view points on theology, Imamate, education, tafsir and ta'wil.
The writer has concluded from these indications and evidece that Shahristani should be regarded as having Ismailite tendency.