جایگاه و کاربرد حدیث در تفسیر ملاصدرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

از نشانه هاى اهتمام ملاصدرا به قرآن، تفاسیر او بر برخى سوره ها و آیات و نیز آثار دیگرى به نام هاى «اسرار آلایات» و «مفاتیح الغیب» است. همچنین استناد وى به آیات الهى در بسیارى از مباحث فلسفى و عرفانى اش مشهود است و از علائم توجه خاص او به حدیث نیز، شرح بر اصول کافى و استناد به روایات در بسیارى از موضوعات تفسیرى و فلسفى مى باشد.
در این مقاله سعى نگارنده بر این است که بیان و بررسى روایاتى مبادرت ورزد که ملاصدرا را در تفسیر خود از آیات قرآن کریم و در مجموعه تفسیرى خویش بدان ها استناد نموده است.
شایان ذکر این که آن مفسر گران قدر و حکیم فرزانه در قسمت هاى مختلف تفسیر خود، جمعاً به حدود هزار و دویست حدیث استناد، کرده است که براساس استخراجى که صورت گرفته، معلوم مى شود که دید وى در مراجعه به روایات وسیع بوده و در مراجعه به کتب حدیث تفاوتى میان منابع شیعه و سنى قائل نمى شده و در جاى مناسب خود، روایات مربوط به هر موضوع را مورد استفاده و استناد قرار مى داده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Status and Application of Ḥadīth in Mullā Ṣadrā's Interpretation of the Qur'an

نویسنده [English]

  • Mahdī Sultānī Ranānī
چکیده [English]

An indication of Mullā Ṣadrā's endeavors on the Qur'an is his interpretation of some chapters and verses as well as his other works called "Asrār al-Āyāt" and "Mafātīḥ al-Ghayb". Similarly, his reference to Divine verses in many of his philosophical and mystical discourses is quite evident; and his elaboration of Uṣūl al-Kāfī and reference to traditions in many of his exegetical and philosophical themes are indication of his special interest in ḥadīth.
In this article, the writer is attempting to bring up and examine the traditions that Mullā Ṣadrā has alluded to in his interpretation of the Qur'anic verses in his exegetical collections.
It is worth mentioning that this eminent interpreter and learned philosopher has alluded to almost two thousand adīths in various sections of his interpretation. Thus, according to the surveys made, it is revealed that he has enjoyed a widespread vision in his reference to the traditions and, in his references to ḥadīth books, and has not discriminated between the Shī‘ī vs. Sunnī sources, exploiting and alluding merely to the traditions related to each subject in its proper place.